جعبه ی جادویی که پست مدرن شد
تلویزیون همیشه کار گروهی ست ، پس یکپارچگی اصالت و خلاقیت تعریف شده در مدرنیسم را ندارد
تفاوت سبک تولید ، سبک نمایش و سبک دریافت این جعبه جادویی با هنر مدرنیست هنر پست مدرن را به وضوح نمایان می کند .
سبک تولید = ساخت برنامه های تلویزیونی با هنرمندان هنرهای مرسوم دستی و اثری که یک نابغه ، درونی ترین افکار خود را در آن بیان می کرد متفاوت است
خرد شدن تسلط خداگویه ی مولف / رشد فزاینده میزان تکرار برنامه ها
سبک نمایش = شیوه ی نمایش آثار هنری ( مثلا در نگارخانه یا موزه ) این ایده مدرنیست را تقویت می کند که آثار هنری طبیعی و مستقل از بقیه زندگی در قلمرو تجربه وجود دارد
قابلیت بی نهایت تکثیر / به طور همزمان در میلیون ها مکان / بدون مکان یا موقعیت ثابت
سبک دریافت = تماشای آثار هنری مدرن فعالیتی قانونمند است / برای مثال آثار در فضایی ساکت
نمایش داده می شوند و آرامش و تامل خاص زیبایی شناختی مدرن را طلب می کنند
اما در تی وی محدودیتی در تماشا نیست و هزاران نفر می توانند با هزاران دید آن را در هزاران مکان مختلف ببینند / نیازی به تامل و نگاه زیبایی شناختی نسبتا خاص و طولانی به اثر نیست
می توان آن را با شوق یا در کمال بی دقی نگریست
به دلیل پیشرفت خارق العاده رسانه ها، درک ما از فضا و زمان مدام بازسازی می شود، واقعیت دیگر نه در نتیجه تماس ما با جهان خارج بلکه چیزی است که صفحه تلویزیون به ما عرضه می کند :
افسانه تبدیل به واقع و واقعیت افسانه ای شده است . وضعیت فرهنگی پست مدرن
نهایتا به هم ریختگی سلسله مراتبی و در مقابل توده گرایی و متفاوت بودن انجامیده است .
رسانه های گروهی ، تک مرکزیت و ثبات جهان مدرن را برهم زده اند و تصویری را از جهان ارائه می دهند که سخت مبهم ، التقاطی و بی ثبات است ، واتیمو می نویسد که این رسانه ها " جامعه پسامدرن " را شفاف تر نکرده اند ، بلکه آن را پیچیده تر و حتی آشفته تر کرده اند و در نهایت ... درست همین آشوبِ نسبی نقطه امید ما برای رهایی است
رهایی از تک مرکزیتِ جزم اندیش ِ علمی ، ملیت گرایی وحشی ، و نابینایی ِ خود ستیز ِ فرهنگی و مذهبی