تبليغاتX
سپید های سیاه - یک صند لی لی لی لی >>>
 

بارها گفته ام

این خانه ردپای زیادی دارد

یک صندلی برای نشستن / دارد                   لنگ می زند

صدای کوچه را فقط دیوار ها می فهمند

دست بکش

می بینی ؟

سردشان شده                         دارند می لرزند

ردپای برف ها از آسمان می آید   

[ می نشیند روی ...         نگران نباش ! کبک ها کارشان را بلدند ]

اصلن مرا چه به این حرف های بو دار

تا دیر نشده بروم سبزی آش بخرم

الان سر و کله سید سبز می شود

 

 

پ.ن : روی دیوارها نوشته اند : از خانه هاتان خارج نشوید ـ ترس سقوط بهمن هر بیدی را می لرزاند ـ

۲ ـ دارم جدیدن غلط هایی می کنم اگر دیر به دیر می آیم ب بخش یـــد

 ۳ -نگاه من بر خواندیدنی های مهرداد فلاح در  اثر

 

+ نوشته شده در چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت توسط علی حاجیان زاده |